ایلیا ایلیا ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

زیباترین هدیه ی خدا

ایلیا و عکساش

پسرم ببخشید دیر به دیر وبلاگت رو آپ میکنم. باور کن وقت نمیکنم. الانم دم عیده و سرم حسابی شلوغ. ساعت از دوازده شب گذشته تازه م فرصت کردم بیام سراغ وبلاگ خاطراتت و عکساتو آپ کنم. خوب بریم سراغ عکسات: اینجا خونه ی مامان جون اشرف بودیم. میخواستم ازت عکس بگیرم تا میگفتم یک دو به دوربین نگاه میکردی میخندیدی اما تا شماره ی 3 رو میگفتم سریع سرت رو بر میگردوندی طرف دیگه ای تا من نتونم ازت عکس بندازم. حسابی سرکارم گذاشته بودی. شیطون: اینجا گفتم سه: اینجا به مناسبت شش ماهگیت کیک مرغ درست کردم (بخاطر حساسیتت هنوز درست حسابی نمیتونم لبنیات بخورم برای همین به جای کیک برات کیک مرغ درست کردم که فقط سس و مقدار کمی ماست داره.اینجا ت...
23 اسفند 1392

شعری که برای تو سرودم

فرشته ی کوچک من تو از کجا آمده ای؟ تو از بهشت ایزدی برای ما آمده ای؟ من از وجود پاک تو بوی خدا شنیده ام بگو بگو برای ما ز کبریا آمده ای. تو عشق جاودانه ای چشم و چراغ خانه ای صدای خنده های تو به جسم خانه جان دمید به روح سرد و خسته ام فقط تو میدهی امید تمام من ز من تهی تمام من دگر تویی همه وجود من تویی بود و نبود من تویی تویی تو ایلیای من به مهر مادری قسم به خاطر تو زنده ام  اشاره کن عزیز دل به خاطر تو جان دهم (تقدیم به دردونه ی خودم ایلیای قشنگم. یادت نره دوستت دارم)
17 اسفند 1392

چندتا عکس از ایلیا

سلام قند عسل. پسرم ببخشید که جدیدا دیر به دیر وبلاگتو آپ میکنم واقعا خیلی وقت کم میارم.الانم ساعت ده دقیقه به دوازده شبه و من وقت کردم بیام اینجا. ١.خیلی شیرین تر و البته!شیطون تر شدی ٢.اصلا حریره و فرنی رو خوب نمیخوری و باهات مکافات دارم ایلیا توی تشک بازیش: فرشته ی من: دوستت دارم نازنینم ...
23 بهمن 1392

اندراحوالات این روزای ما

سلام پسرک مامان. عزیزم این روزا بزرگ شدنت رو قشنگ حس میکنموخیلی کارای جدیدی انجام میدی. حرف ب رو قشنگ تلفظ میکنی و گاهی هم میگی بابا. با لبات صدا درمیاری و رومون تف میکنی. هرکی برات ادا  اصول دربیاره قهقهه میزنی. الان دوتا دندون کوچولو داری از پنجشنبه 10 بهمن هم اولین غذات که فرنی آرد برنج(بدون شیر) بود رو شروع کردی. هنوزم من تو تحریمم و نباید لبنیات بخورم. خداکنه تا ماه دیگه این رژیم طاقت فرسا شکسته بشه. مامنی دلم خیلی چیزا میخواد دلم شیر خنک میخواد دلم شیرینی تر با چای داغ میخواد دلم آش پر از کشک میخواد اما نمیتونم بخورم. خواهش میکنم زودتر خوب شو تا مامانی بتونه ای چیزای خوشمزه رو که داره واسه خوردنشون له له میزنه رو بخوره. ...
15 بهمن 1392