روز مادر
پسر قشنگم امروز روز مادره و اولین ساله مادر شدن منه. خیلی خوشحالم حس قشنگی دارم و از اینکه خدا تو رو به من هدیه کرده سپاسگذارم. بدون تو من هیچم ایلیا. راستی دیروز رفته بودم خونه ی خاله فاطمه (دوستم) ظهر ناهار بهت سوپ دادم و تو هم طبق معمول بازی درآوردی و با کلی التماس ٧ یا٨ قاشق مرباخوری سوپ خوردی ساعت ٨ شب اینا بود خیلی گریه میکردی هرکاری میکردم آروم نمیشدی یهو گفتی -هم- (هر وقت بهت غذا میدم میگم هم) گفتم نکنه گرسنه باشی. برات حریره درست کرده بودم ولی هنوز کامل آماده نشده بود و خیلی داغ بود چند تا قاشق از حریره برداشتم و آوردم سمت دهنت . تو که هیچ وقت لب به غذا نمیزدی و دهنت رو همیشه قفل میکردی این بار مثل قحطی زده ها دهنت ر...







