روز مادر
پسر قشنگم
امروز روز مادره و اولین ساله مادر شدن منه.
خیلی خوشحالم حس قشنگی دارم و از اینکه خدا تو رو به من هدیه کرده سپاسگذارم.
بدون تو من هیچم ایلیا.
![]()
راستی
دیروز رفته بودم خونه ی خاله فاطمه (دوستم) ظهر ناهار بهت سوپ دادم و تو هم طبق معمول بازی درآوردی و با کلی التماس ٧ یا٨ قاشق مرباخوری سوپ خوردی
ساعت ٨ شب اینا بود خیلی گریه میکردی هرکاری میکردم آروم نمیشدی یهو گفتی -هم- (هر وقت بهت غذا میدم میگم هم) گفتم نکنه گرسنه باشی. برات حریره درست کرده بودم ولی هنوز کامل آماده نشده بود و خیلی داغ بود چند تا قاشق از حریره برداشتم و آوردم سمت دهنت . تو که هیچ وقت لب به غذا نمیزدی و دهنت رو همیشه قفل میکردی این بار مثل قحطی زده ها دهنت رو باز کردی که بهت بدم. له له میزدی واسه ی غذا.
حتی صبر نداشتی تا خنکش کنم. منم مجبورا غذا رو فوت میکردم که خنک بشه. خیلی دلم برات سوخت. تا حالا سابقه نداشته اینجوری گرسنه بشی. کلی هم هول کرده بودم و گریه م گرفته بود آخه خیلییییییییییی گرسنه بودی.
غذا خوردنت مثل هرروز بود اما م نمیدونم چرا یهو انقدر گرسنه شدی
خدارو شکر که خودت گفتی هم وگرنه مامان خنگت نمیفهمید دلیل بی قراریت چیه.
الهی برات بمیرم
ایییییییییییییییییییییییییلیااااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم مامانم


روز مادر
