لبخند تو
سلام پسرکم.
این روزا حسابی وقت مامانو پر کردی. اصلا وقت نمیکنم به کارام برسم حتی بعضی وقتا وقت نمیکنم موهامو شونه کنم یا حتی مسواک بزنم.البته مشکل از تو نیستاااااااااااا مشکل از منه که هنوز خوب مامان شدن رو یاد نگرفتم و بلد نیستم طوری برنامه ریزی کنم که هم به کارای خونه م برسم هم به کارای شخصی خودم.حالا کم کم یاد میگیرم.
یه تجربه ی شیرین:
صبح ها که از خواب بیدار میشی تا شیر بخوری من خیلیییییییییی خواب آلوده هستم و اصلا دلم نمیخواد بیدار بشم(به خاطر خستگی و مکررا بیدار شدن تو طول شب) به همین خاطر خوابالو بهت شیر میدم بعد میبینم تو چشماتو چهارتا کردی و داری نیگام میکنی منم دلم برات میسوزه و بهت لبخند میزنم میگم آغون تو هم یه لبخند بزرگ تحویلم میدی....... وایییییییییییییی اون موقع انگاری دنیا رو به من میدن حسابی خواب از سرم میپره و شروع میکنم به آغون بازی با تو. برای اینکه مطمئن بشم لبخندت ارادیه سرم رو میبرم طرف دیگه و تو هم با چشم دنبالم میکنی. وقتی میخندی خیلییییییییییییییی خوشگلتر میشی عسیسم.
ناقلا بلدی چه جوری خواب رو از سر من بپرونیاااااااااااا دوستت دارم
یه دلخوری کوچولو:
هرکس تورو میبینه میگه فتوکپی باباتی . میگه کاملا شبیه اونی. هرچی من میگم بابا دهنش شبیه منه کسی باور نمیکنه حتما نیست دیگه. خوب چی میشد یه ذره هم شبیه من میشدی هان؟؟؟؟؟؟
البته تعداد معدودی از اطرافیان هم عنوان کردند که از بینی به پایین شبیه منی. زندایی حمیدت هم میگه وقتی خوابی شکل منی وقتی بیداری شکل بابایی.
اما اشکالی نداره تو شبیه هرکسی باشی بازم میوه ی دل منی بازم بند دلمی باااااااااااااااااااازم عاشقتم
یه دعا:
خدایا به بزرگیت قسمت میدم هرکسی که درآرزوی بچه دار شدنه نذار زیاد انتظار بکشه. خدایا این نعمت شیرین رو نصیب همه ی منتظران بکن
چند تا عکس:
ایلیا با لباسی که عمه فریده براش خریده:

ایلیا با لباسی که مامان جون مهری براش خریده:




لبخند تو
