ایلیااااااااااااا
سلام پسرم. دیشب بردیمت ختنه ات کردیم. مبارکت باشه. خیلی برای ختنه ت استرس داشتم. اگه بدونی تا قبل ختنه ت چیا کشیدم. قلبم داشت منفجر میشد خیلی برات ناراحت بودم. همه ش می گفتم الهی بمیرم بچه م قراره درد بکشه.همه ش گریه م میگرفت اما فعلا خدارو شکر همه چیز خوب پیش رفته خدا کنه تا موقعی که حلقه ات بیوفته همه چیز خوب باشه.
اینم یه سری از عکسای گذشته:
عکسایی که خونه مامان جون مهری(مامان بابا) بودی:





وقتی 25 روزت بود بردیمت حموم.

راستی دارو خوردنت خیلیییییییییییییی باحاله. من هر وقت میخوام بهت داروی جدید بدم قبلش تستش میکنم. موقعی که میخواستیم بهت دایمیتیکون بدیم با بابا رضا چشیدیمش. بابایی گفت خوشمزست مزه ی نعناع میده اما ویتامین آد زیاد خوشمزه نیست.
اما برعکس وقتی دایمیتیکون میخوری قیافه ت رو یه جوری میکنی انقدر بدت میاد وقتی میخوری. خودتو زشت میکنی اصلا یه وضعیییییییییییی
اما وقتی اون ویتامین آد رو که بدمزست رو بهت میدیم چشماتو چهارتا میکنی هی با زبونت مزه مزه میکنی و صدای چشیدنت میاد. انقدر خوشگل میشی دلم میخواد اون لحظه بچلونمت. میمیرم برات.
خلاصه که برعکس عمل میکنییییییی


ایلیااااااااااااا
