دوست خوب
سلام ایلیای عزیزم.
این روزا تکونهات خیلی بیشتر و باحالتر شده تازه از روی لباس هم معلومه. امروز میخوام از دوست
خوب داشتن برات بگم. میخوام بگم که دوست خوب نعمت بزرگیه.
انشاا... تو هم تو مسیر زندگیت همیشه دوستهای خوبی داشته باشی.
دیروز خاله سمیرا و خاله افسانه(دوستای من) اومده بودن خونه مون. فکر نکنی اومده بودن مهمونی
ها......
.gif)
نه . اومده بودن به من کمک کنند. آخه از وقتی که تو اومدی تو دل من،من نمیتونم زیاد کار کنم یه ذره
که سرپا وایمیستم دل و کمرم درد میگیره.حتی وقتی یه ذره زیاد میشینم هم همینطور.
.gif)
خلاصه اوضاع خونه خیلی شلم شوربا بود. چند روز پیشا فرشهامونو شسته بودیم و هنوز وقت نکرده
بودیم پهنشون کنیم. فرشها لوله شده گوشه ی اتاق بود. داخل کمد دیواری هم نامرتب بود. سگ
میزد گربه میرقصید و موش آواز میخوند. گفتم که نمیتونستم کار کنم.
دیروز که خاله سمیرا و خاله افسانه اومدند اول از همه افتادند به جون کمد دیواری. خیلی عالی و
مرتب شد. بعدشم بیچاره ها فرشها رو پهن کردند و خونه رو جاروبرقی کشیدند. بخاری رو جمع
کردند. رو میزها رو دستمال کشیدند و...
.gif)
خدایی خیلی عالی شد. یه لحظه احساس کردم بوی عید میاد انقدر که همه جا برق افتاده بود.
تمام کارها رو هم از جون و دل میکردند . دستشون درد نکنه خیلی خسته شدند. تازه ول کن هم
نبودن خاله سمیرا که موقع خداحافظی هم دست از کار برنمی داشت.
دیدی مامانی؟ یه همچین دوستای ماه و مهربونی دارم من. به خاطر من و تو کلی زحمت کشیدند.
کاشکی بتونم یه روزی براشون جبران کنم.
.gif)
از ته دل آرزو میکنم که بعدها تو هم بتونی دوستهای خوبی پیدا کنی. دوستهایی که مثل خانوادت دوستت داشته باشند. دوستهایی که نه فقط تو شادیها بلکه تو غمها هم کنارت باشند.
به قول شاعر:
دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
.gif)
دوستت دارم پسرم.
.gif)


دوست خوب
